حسنا خانم در شرکت مامان
حسنا جون مرخصی مامان خیلی زود به اتمام رسید باورم نمیشه خیلی زود گذشت
، باید کارم رو شروع کنم البته خدا رو شکر ، شرکت با دورکاری موافقت کردن و گرنه برام خیلی خیلی سخت بود اگه می خواستم شرکت برم ، یک لحظه ازت نمی تونم جدا شم
.
عزیز دلمون تازه 6 ماهت تموم شده بود که شرکت رفتیم تا مامان کارشو تحویل بگیره و دورکاریشو شروع کنه ، تو شرکت هم مثل سری قبل که رفته بودیم خیلی خانم و اجتماعی بودی و به همه می خندیدی.
اینجا هم خانم مهندس شدی ودر جایگاه مامان وایسادی ، البته هر کاری کردیم که بشینی پاهاتو صاف کرده بودی و نمیشستی
، فدات بشم الهی

اینجا تازه از شرکت برگشتیم ،خانم مهندس ، خسته نباشی.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


حسنا خانم در شرکت مامان
